این حرفی است که حافظ به خواننده هایش می زد.به خواننده های بی واسطه اش .
او به آنها می گفت : شما بهتر از من می دانید ، من چه می گویم.
و مردم هم این را فهمیده بودند. همه می دانستند که حافظ چه می گوید جز حافظ و آن گروهی که حافظ را " می شناختند" : شارحان و حافظ به شارحانش گفته بود: " من نمی خواهم که شما به راحتی بفهمید آن چیزی را که من به راحتی نوشته ام. "
و آنها این حرف را به راحتی تحویل گرفتند و هفتصد سال است که امانتداری می کنند. تا جایی که خود موضوع این حرف شده اند و آن که در میان مردم شاعر بود ، در میان اینان فاضل ماند.
که شعر احتیاجی به فضل ندارد و ما هم برای فاضل شدن وقت نداریم.
***
باید حافظ شناسی را یکسره تعطیل کنیم...
***
آنچه خواندید ، فراز نخستین مقاله ای از یدالله رویایی است که در ادب نامه ی شرق ۱۸ آبان ماه منتشر شده است . پیشنهاد می کنم حتمن این مقاله را بخوانید.
ضمنن می خواستم از همین فرصت استفاده کنم و با یک نظرخواهی موضع شما را درباره ی قوت و ضعف حافظ شناسی در جامعه مان جویا شوم و اینکه آیا توانسته ایم آنگونه که در دنیا شکسپیر و دیگران را واکاوی کرده اند در شناخت حافظ کارستانی انجام دهیم ؟ یا شما هم معتقدید باید حافظ شناسی را یکسره تعطیل کرد؟
به همین منظور یک نظرخواهی چهار گزینه ای نیز در سمت چپ صفحه زیر قسمت پیوندها قرار دارد که می توانید در آن شرکت کنید.
